تبليغاتX
خاطره

خاطره

خاطره ها شعله های امید در شب های نا امیدی هستند

مچ گیری مامان

مچگیری مامان!!!

خانم حیدری برای دیدن پسرش مسعود، به محل تحصیل

 او یعنی لندن آمده بود.


او در آنجا متوجه شد که پسرش با یک هم اتاقی دختر

بنام ویکی زندگی میکند.


کاری از دست خانم حیدری بر نمی آمد و از طرفی هم

اتاقی مسعود هم خیلی


خوشگل بود.


او به رابطه میان آن دو ظنین شده بود و این موضوع

باعث کنجکاوی بیشتر او


می شد. مسعود که فکر مادرش را خوانده بود گفت:من

 میدانم که شما چه فکری


میکنید، اما من به شما اطمینان می دهم که من و ویکی

 فقط هم اتاقی هستیم.


حدود یک هفته بعد ویکی، به مسعود گفت: از وقتی که

 مادرت از اینجا رفته،


ظرف نقره ای من گم شده، تو فکر نمی کنی که او

قندان را برداشته باشد؟


مسعود جواب داد: خب، من به مادرم شک ندارم، اما

برای اطمینان به او ایمیل

 
خواهم زد.


او در ایمیل خود نوشت:


مادر عزیزم ، من نمی گم که شما ظرف نقره را از خانه

من برداشتید، و در


ضمن نمی گم که شما آن را برنداشتید، اما در هر صورت

 واقعیت این است که آن


ظرف از وقتی که شما به تهران برگشتید گم شده

.
با عشق ، مسعود


روز بعد ، مسعود یک ایمیل به این مضمون از مادرش

دریافت نمود:


پسر عزیزم، من نمی گم تو با ویکی رابطه داری و در

ضمن نمی گم که تو باهاش


رابطه نداری. اما در هر صورت واقعیت این است که اگر او

 در تختخواب خودش


می خوابید، حتما تا الان ظرف را پیدا کرده بود.


با عشق ، مامان

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم شهریور 1389ساعت 19:3  توسط saeed  | 

سرگذشت مردم گوزو

در گذشته های دور پادشاهی بیگانه بر سرزمین مادری مسلط شد. او بد خواه و در عین حال زیرک بود. و وزیری داشت از خودش بسی بد خواه تر و زیرک تر. به او امر کرد که راهی بیاب تا بر روح و جان این مردمان مسلط شوم بدون آنکه بفهمند و اعتراضی بکنند. وزیر تفکری کرد و طوماری بنبشت و به جارچیان داد تا در سراسر شهرها و دیهات ها بخوانند. قوانین جدید اعتقاد به دین قدیم و سواد آموزی را غیر قانونی اعلام کرد. و مالیاتها را به سه برابر افزایش داد. شب زفاف عروس از آن شاه بود و ارزش جان مردمان به اندازه چهارپایان کشور همسایه که موطن اصلی شاه بود اعلام شد. هر گونه اعتراض و مخالفت با این قوانین مجازات مرگ داشت و در نهایت طبق این قوانین گوزیدن و چسیدن هم ممنوع اعلام شد.
پادشاه گفت: ای وزیر این همه فشار آنان را به شورش وا خواهد داشت و مگر قرار نبود انقلاب مخملی کنیم؟ وزیر گفت: نگران نباشید اعلیحضرت. به بند گوزیدن دقت نفرمودید. همان سوپاپ اطمینانیست که انرژی اعتراضشان را خالی کنند.
و چنین شد که وزیر گفت. مردم لب به اعتراض گشودند که این ظلمی آشکار است. این طبیعی است که پادشاه بخواهد مردم را به دین خودش در آورد و یا سواد خواندن آنان را بگیرد. همچنین افزایش مالیات همیشه مطلوب شاهان بوده و مالکیت در شب زفاف هم رسمی قدیمیست. و بی ارزش بودن جان ما در مقابل جان مردمان همسایه هم از وطن پرستی شاه است اما دیگر منع چسیدن و گوزیدن خیلی زور است. و تازه مگر پادشاه می تواند در تمام مستراح های این سرزمین نگهبان بگمارد. آنان که باسواد تر بودند داد سخن دادند که تازه جانم خالی نمودن باد روده برای سلامت مفید است و هیچ قبحی در آن نیست. و اینان متحجرانی بیش نیستند که سرشان را در تنبان خلایق فرو می کنند. با کلی کیف به خاطر این تفسیر علمی و کلمه متحجر سر تکان می دادند و خودشان را روشنفکر می نامیدند. وگفتند تازه مگر خود شاه نمی گوزد. جک های بسیاری ساختند در مورد شاه که از فرط نگوزیدن ترکیده, یا برای کنترل بر روده اش چوب پنبه به ماتحتش فرو کرده, یا مثل سگ بو کشان دماغش را به سوراخ کون مردم می چسباند واینها را برای هم اس ام اس کردند و کلی خندیدند.نگهبانان حکومت در سراسر سرزمین پخش شدند تا اجرای قوانین را تضمین کنند. هر از چند گاهی بی خبر به مستراح ها یورش می بردند و افراد گوزو را دستگیر می کردند و به منکرات می بردند. اما مردم همچنان به چسیدن و گوزیدن در خفا ادامه می دادند و این صداهای بویناک روده شان را اعتراضی عظیم به حکومت می دانستند. مردم به صحراها می رفتند و می گوزیدند. در کوچه های شهر نگاهی به این ور و آنور می انداختند و پیفی می دادند. حتی مهمانی های زیر زمینی می گرفتند لوبیا می خوردند و گروپ گوز راه می نداختند. بعد از مدتی دیگر کسی آن ماجرای منع سواد و دین اجباری و کاپیتولاسیون و عروس دزدی و مالیات را به خاطر نیاورد و همگان سعی کردند از این آخرین حق بدیهی خوشان دفاع کنند. و در همین احوال پادشاه و وزیرش در قصر قهقهه سر می دادند که چه زیرکانه مردمان را در بخارات اسیدی خودشان غرق کرده و همگان را گوزو کرده اند و از این رهگذر خود چه راحت به چپاولشان ادامه میدهند

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم تیر 1389ساعت 22:1  توسط saeed  | 

نشانه های دروغگو

 

آيا مي‌دانستيد تمام مردم جهان به‌طور ميانگين روزي دو مرتبه دروغ مي‌گويند؟ برخي افراد دروغگوهاي خوبي نيستند و زود لو مي‌روند اما برخي ديگر دروغگوهاي قهاري هستند. آيا دوست داريد بدانيد طرف مقابل‌تان در يک رابطه دروغ مي‌گويد يا راست؟ به اين هفت نشانه ‌ها دقت کنيد:

 

1 - شناخته شده ‌ترين نشانه‌اي که مي‌تواند يک فرد دروغگو را لو دهد، عرق کردن و استرس اوست. زماني که ما دروغ مي‌گوييم هميشه مي‌ترسيم لو برويم. به همين دليل دچار استرس مي‌شويم و استرس با افزايش ضربان قلب و عرق کردن همراه است.اما اين موضوع در رابطه با همه مردم صادق نيست. برخي افراد به دروغگويي عادت دارند و دچار استرس نمي‌شوند!

2 - روان‌شناسان معتقدند صدا علامت خوبي براي شناسايي دروغگو است. چرا؟ در واقع اين ما نيستيم که صدا را کنترل مي‌کنيم. مغز براساس احساساتي که داريم آن را به شکل اتوماتيک تنظيم مي‌کند. وقتي دروغ مي‌گوييم، مي‌ترسيم رسوا شويم. به همين علت معمولا تن صدا تغيير مي‌کند و خيلي زير يا خيلي بم مي‌شود.

3 - به دليل ترس از رسوا و شرمگين شدن تعادل احساسي درستي ندانسته و حتي حرف‌هاي آنها کم و بيش ضد و نقيض است. براي آنکه مطمئن شويد يک فرد دروغ مي‌گويد از او بخواهيد دقيقا حرفي را که در يک موقعيت خاص زده براي شما در مواقع مختلف تکرار کند، حتي سوالات متفاوت و مدام در مورد همان مسئله مي‌تواند ثبات فکري دروغگو را بر هم بريزد.

4 - پلک زدن‌هاي مداوم، ماليدن پلک و نگاه‌هاي مبهم همگي نشانه ميميک صورت يک فرد حين دروغ گفتن است. صورت دقيقا احساساتي را که داريم نشان مي‌دهد و کنترل عمقي آنها کمي سخت است. اگر فردي ميميک غيرطبيعي و غيرمعمول دارد و حين صحبت با شما دچار تيک خاصي مثل ماليدن پلک مي‌شود، مي‌توانيد به حرف‌هاي او شک کنيد.

5 - سرفه کردن درون مشت، بالا بردن دست روي سر و عقب بردن بالاتنه موقع حرف زدن از جمله ژست‌هاي آدم‌هاي دروغگو است. البته بايد مراقب هم بود. برخي دروغگوها براي آنکه احساسات‌شان نمايان نشود حين حرف زدن کاملا خنثي عمل مي‌کنند.

6 - دروغگوها معمولا در صحبت کردن وسواس به خرج نمي‌دهند و همه مسائل را رو نمي‌کنند. اگر شما حين صحبت‌ها از فردي بخواهيد با دقت بيشتري مسائل را براي شما بيان کند و به عبارتي وسواسي‌تر از او سوال کنيد، معمولا دروغگو چون حافظه خوبي ندارد و در دور بعد قادر به بيان همان جواب‌ها نيست، درنهايت مي‌توانيد از زبان او اين جمله را بشنويد «به من اعتماد نداري؟»

+ نوشته شده در  یکشنبه دوم خرداد 1389ساعت 14:30  توسط saeed  | 

9 ماجرای طبی، 9 چاره طبیعی

شناخت خواص خوراکی‌های طبیعی در دسترس و ارزان‌قیمت می‌تواند کمک‌تان کند گاهی زودتر به داد خودتان برسید.
حدود 45 درصد از آمریکایی‌ها برای رهایی از هزینه‌های سنگین درمان به مصرف خوراکی‌های طبیعی روی می‌آورند تا از ابتلا یا پیشرفت‌ بیماری‌ها پیشگیری کنند.

واقعا وقتی می‌شود با صرف هزینه‌ای اندک از شر برخی بیماری‌ها خلاص شد، چرا باید هزینه‌های سنگین درمان را متحمل شد؟

شناخت خواص خوراکی‌های طبیعی در دسترس و ارزان‌قیمت می‌تواند کمک‌تان کند گاهی زودتر به داد خودتان برسید. البته ناگفته نماند که برای انجام هر یک از این روش‌ها باید نظر پزشک‌تان را هم جویا شوید و از درمان‌های خودسرانه پرهیز کنید تا گرفتار عوارض ناخواسته این درمان‌های طبیعی نشوید.

نمک و پای ورزشکاران

یکی از مشکلاتی که اکثر ورزشکاران و گاهی غیرورزشکاران با آن دست به گریبان‌اند، مشکلات مربوط به پاهاست. تعریق بیش از حد و بوی نامطبوع، به وجود آمدن قارچ‌های پوستی بین انگشتان و سفتی پوست، به‌خصوص در پاشنه و انگشت شست پا، از جمله این مشکلات هستند.

دکتر سوزان لوین، متخصص بیماری‌‌های داخلی، به کلیه افرادی که به نوعی با هر کدام از این مشکلات مواجه هستند توصیه می‌کند روزانه 5 تا 10 دقیقه پاهای‌شان را در محلولی حاوی یک لیتر آب گرم که با دو قاشق چای‌خوری نمک ترکیب شده است، قرار دهند.

لیمو و جای جوش

دکتر آدری‌ کیونین، متخصص پوست ومو، می‌گوید:" شما می‌توانید برای از بین بردن جای جوش‌های صورت‌تان، روزی 10 تا 15 دقیقه یک قطعه از لیموترش تازه را روی پوست‌تان بگذارید و بعد از 12 هفته از داشتن پوستی صاف و شفاف لذت ببرید."

او اسید موجود در آب لیموترش تازه را سبب از بین رفتن جای جوش‌ها دانسته و تاکید می‌کند:" اگر پوست‌ خشکی دارید، بهتر است که از این روش استفاده نکنید."

روغن زیتون و اگزما

خشکی و خارش شدید پوست در بیماری اگزما بسیار آزاردهنده است. اگر از این بیماری پوستی رنج می‌برید و داروهای شیمیایی هم حساسیت پوست‌تان را بیشتر کرده، می‌توانید روزی چند نوبت یک قاشق چای‌خوری روغن زیتون را روی تقریبا هر 5/2 سانتی‌متر از پوست مبتلا بمالید و اگر بیماری‌تان شدید و پیشرفته است، منطقه چرب شده را با یک پوشش پلاستیکی هم بپوشانید.

شیر و آرامش

" اگر می‌خواهید پیش از خوابیدن به آرامش کامل برسید و با ذهنی آرام یک خواب لذت‌بخش را تجربه کنید، نیم ساعت قبل از خواب یک لیوان شیر گرم بنوشید." این جملات را دکتر برنارد ویتون، روان‌پزشک، می‌گوید و ادامه می‌دهد:" اسیدآمینه‌ای به نام تریپتوفان در شیر وجود دارد که افزایش‌اش در بدن سبب القای حس آرامش به فرد می‌شود."

سرکه سیب و ضرب‌دیدگی

محققان دانشگاه واشنگتن می‌گویند سرکه سیب یکی از موثرترین مواد برای مبارزه با بیماری‌های التهابی است. بنابراین اگر قسمتی از بدن‌تان دچار ضرب‌دیدگی شده و ورم کرده، روزی چند نوبت یک دستمال پارچه‌ای را به سرکه سیب آغشته کنید و روی قسمت متورم بمالید یا روزی دو بار خمیری مرکب از سرکه سیب و سفیده تخم‌مرغ را به مدت یک ساعت روی بخش ضرب‌دیده بگذارید.

چای بابونه و میخچه

دکتر لوین، آسان‌ترین راه برای از بین بردن میخچه پا را قرار دادن آن به مدت دو ساعت در روز در چای بابونه می‌داند. او می‌گوید که این چای بهترین ماده برای نرم کردن پوست سفت شده هم به شمار می‌آید. در ضمن اگر دیدید که پوست‌تان بعد از قرار گرفتن در چای بابونه رنگ گرفت، اصلا نگران نشوید. مقداری آب ولرم و صابون ملایم می‌تواند مشکل شما را خیلی سریع حل کند.

جوش‌شیرین و عفونت‌ ادراری

به گفته دکتر لارین گیل‌اسپای، اورولوژیست، جوش‌شیرین با قلیایی کردن محیط مثانه باعث جلوگیری از تکثیر باکتری‌ها می‌شود، بنابراین اگر به عفونت دستگاه ادراری مبتلا شده‌اید و به پزشک هم دسترسی ندارید، روزی یک لیوان آب که با یک چهارم قاشق چای‌خوری جوش‌شیرین مخلوط شده است را بخورید و در اولین فرصت ممکن به پزشک مراجعه کنید.

زنجبیل و دل‌درد

این گیاه معجزه‌گر بهترین درمان برای دل‌دردهای ساده و حتی دل‌دردهای دوران بارداری و قاعدگی محسوب می‌شود. مطمئن باشید که اگر دل‌درد به سراغ‌تان بیاید، با نوشیدن روزی دو لیوان چای زنجبیل می‌توانید از دست آن خلاص شوید. برای درست کردن چای زنجبیل هم کافی است یک قاشق غذاخوری زنجبیل تازه را در یک قوری آب داغ بریزید و 10 دقیقه منتظر شوید تا چای‌تان خوب دم بکشد و آماده نوشیدن شود.

عسل و خراش پوستی

این خوراکی شیرین و خوش‌مزه، حاوی 3 ماده موثر و مفید برای درمان زخم‌های ناشی از بریدگی یا خراش است؛ شکر برای از بین بردن رطوبت و در نتیجه از بین رفتن باکتری‌ها و پراکسید هیدروژن برای ضدعفونی کردن. پس شما می‌توانید برای درمان بریدگی‌های سطحی‌تان به سادگی از این ماده شفابخش استفاده کنید.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1389ساعت 21:5  توسط saeed  | 

ارغوانم آنجاست.......

ارغوانم آنجاست
ارغوانم تنهاست
ارغوانم دارد مي گريد
چون دل من كه چنين خون آلود
هر دم از ديده فرو ميريزد...

ارغوان شاخه همخون جدا مانده من
آسمان تو چه رنگست امروز؟
آفتابي است هوا؟
يا گرفته است هنوز؟

من درين گوشه كه از دنيا بيرون است،
آسماني به سرم نيست،
از بهاران خبرم نيست،
آنچه ميبينم ديوار است.
آه، اين سخت سياه
آنچنان نزديك است
كه چو بر ميكش از سينه نفس
نفسم را بر ميگرداند.
ره چنان بسته كه پرواز نگه
در همين يك قدمي مي‌ماند.
كورسويي ز چراغي رنجور
قصه پرداز شب ظلماني است.
نفسم ميگيرد
كه هوا هم اينجا زنداني است.

4ttipud.jpg

هرچه با من اينجاست
رنگ رخ باخته است.
آفتابي هرگز
گوشه چشمي هم
بر فراموشي اين دخمه نينداخته است.

اندر اين گوشه خاموش فراموش شده،
كز دم سردش هر شمعي خاموش شده،
ياد رنگيني در خاطر من
گريه مي‌انگيزد:
ارغوانم آنجاست
ارغوانم تنهاست
ارغوانم دارد مي گريد
چون دل من كه چنين خون آلود
هر دم از ديده فرو ميريزد.

ارغوان
اين چه رازي است كه هر بار بهار
با عزاي دل ما مي آيد
كه زمين هر سال از خون پرستوها رنگين است
وين چنين بر جگر سوختگان
داغ بر داغ مي‌افزايد

ارغوان
پنجه خونين زمين
دامن صبح بگير
وز سواران خرامنده خورشيد بپرس
كي برين دره غم مي‌گذرند؟

ارغوان
خوشه خون
بامدادان كه كبوترها
بر لب پنجره باز سحر غلغه مي‌آغازند،
جام گلرنگ مرا
بر سر دست بگير،
به تماشاگه پرواز ببر.
آه بشتاب كه هم پروازان
نگران غم هم پروازند.

ارغوان
بيرق گلگون بهار
تو بر افراشته باش
شعر خونبار مني
ياد رنگين رفيقانم را
بر زبان داشته باش.

تو بخوان نغمه ناخوانده من
ارغوان،
شاخه همخون جدا مانده من.

 

 


امير هوشنگ ابتهاج (ه ا سايه فروردين 1363)

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم اردیبهشت 1389ساعت 10:40  توسط saeed  |